۱- سال 2008 ميلادي است، انگلستان مدعي هميشگي فوتبال جهان از حضور در جام ملتهاي اروپا محروم شده و همين بهانه خوبي است تا استيو مك لارن سرمربي وقت سه شيرها اخراج شود و فابيو كاپلو ايتاليايي كشتي طوفان زده انگلوساكسونها را به ساحلي امن برساند. دون فابيو براي قدم اول در يك ديدار دوستانه به ميهماني آلماني ها در مونيخ مي رود. بازي زيباي ساكسونها در پايان نتيجه جالبي هم دارد؛ دو بر يك به نفع سه شيرها!

مردمان جزيره مه آلود نسبت به تيم پرستاره شان اميدوار هستند و البته كه كاپلو ايتاليايي در راه رسيدن به ژوهانسبورگ كارنامه اي عالي دارد و با اقتدار شيرها را به آفريقا مي رساند. او بهترين تيم 20 سال اخير انگلستان را در اختيار دارد كه تنها نقطه ضعفش، نداشتن گلري بزرگ و قابل اعتماد است. خيلي ها پيش از شروع جام نوزدهم، انگليس را پس از برزيل، مدعي شماره دو فتح جام مي دانند و نفرات آنان را تنها قابل قياس با اسپانيا مي دانند.

2- اولين بازي پيرمرد ايتاليايي با سه شيرها در جام جهاني به يك كابوس بزرگ تبديل مي شود، كابوسي كه تا پايان جام، گريبان كاپلو و بچه شيرهايش را مي گيرد. انگليس مقابل آمريكا به تساوي يك بر يك دست پيدا مي كند و البته نشان مي دهد كه در گلزني مشكلات فراواني دارد. خيلي ها از درون جزيره مه آلود با عينك بدبيني به تيمشان نگاه مي كنند و در اين ميان قيصر فوتبال آلمان و جهان، فرانس بكن باوئر هم كاپلو را مورد نكوهش قرار داده و مي گويد انگليسي ها به سبك بازي سالهاي دور خودشان بازگشته اند، بازي كه در آن ارسال از جناحين حرف اول را مي زند و نهايت ابتكار آن روي آوردن به بازي مستقيم است. اين جمله قيصر، به مذاق خيلي ها خوش نمي آيد و فكر مي كنند بزرگترين مدافع تاريخ از روي غرض ورزي اين سخن را به زبان آورده، اما زمان زيادي طول نمي كشد تا درستي اين حرف، اثبات شود.

3- انگليس با مشقت فراوان از گروهش صعود كرده و راهي يك هشتم نهايي جام مي شود تا حريف آلمان شود؛ آلماني كه اين بار با تيم المپيك خود (كنايه از جواني ژرمنها) قدم به آوردگاه جهاني گذاشته! طرفداران فوتبال انگليس چه وطني و غيروطني پيش از شروع بازي بخت زيادي را به تجربه تيم محبوب خود مي دهند، اما...

با شروع بازي اما ژرمنهاي جوان نشان مي دهند كه تيم برتر اين مسابقه هستند. 30دقيقه از بازي گذشته و انگليس دو گل دريافت كرده و يك گل مسلم هم نخورده (تك به تك كلوزه را يادتان هست؟) شاگردان كاپلو سردرگم هستند و پاسهاي اشتباه، ارسالهاي بي هدف و... دواي درد آنها نيست. آپسون با زدن يك گل، اميد را به اردوي سه شيرها بر مي گرداند و چند دقيقه بعد، تاريخ تكرار مي شود اما اين بار به سود آلمان تا ژرمنها و ساكسونها از اين حيث با هم بي حساب شوند. در اين لحظه شوت لمپارد از خط دروازه عبور مي كند اما كمك دوم بازي گل مسلم ساكسونها را ناديده مي انگارد (هرچند زياد هم نبايد كمك داور را مقصر دانست چون در آن لحظه بازيكنان دو تيم پشت قوس 18قدم ايستاده بودند و وظيفه كمك داور، رصد آخرين مهاجم و مدافع است) تا همين بهانه اي شود براي فوتبال دوستان انگليسي كه در صورت شكست، همه مشكلات و بازي بي كيفيتشان را برعهده داور بيندازند.

4- عادل فردوسي پور گزارشگر خبره و مسلط سيماي جمهوري اسلامي ايران كه برطبق تمامي مستندات مكتوب (ويژه نامه جام جهاني نوزدهم روزنامه شرق) و تصويري؛ يك هوادار دو آتشه انگليس و برزيل است، در اين بازي به خوبي نشان مي دهد كه از ژرمنها چندان خوشش نمي آيد. او بارها در طول نيمه دوم به اشتباه كمك داور اشاره مي كند و سعي دارد تا افكارعمومي را از بازي زيبا و مسلط ژرمنها منحرف سازد.

اما توماس مولر 21ساله، خيلي زود آب سردي را بر پيكره نيمه جان انگليسي ها و گزارشگر وطني مي ريزد چراكه در فاصله 3دقيقه 2گل به ثمر مي رساند تا به عنوان برترين مرد ميدان انتخاب شود. در اين لحظات ما به ياد جمله مشهور گردمولر افسانه اي مي افتيم كه پس از گرفتن جايزه برترين بازيكن سال اروپا گفته بود: «آنقدر گل زدم تا مجبور شوند مرا به عنوان بهترين، انتخاب كنند.» از اين لحظه به بعد، آقاي به اصطلاح عادل، مجبور مي شود لحن گزارش خود را عوض كرده و در پايان اعتراف كند كه آلمان با نتيجه تحقيرآميز چهار بر يك، انگلستان را درهم كوبيد!

نكته جالب توجه اما به نقش برآب شدن اميد هواداران ايتاليا به موفقيت مربي بزرگي همچون كاپلو در جام نوزدهم بود. هواداران آتزوري كه نگارنده به ياد نمي آورد هيچگاه اين چنين حقير شده باشند (چهارم شدن در مرحله گروهي)، خيلي بر روي كاپلو و انديشه هاي او مانور مي دادند به گونه اي كه حتي سيلويو برلوسكوني نخست وزير سرزمين چكمه در حاشيه اجلاس كشورهاي صنعتي كه در كانادا درحال برگزاري است، اعلام كرده بود به خاطر كاپلو، طرفدار انگليسي هاست. كاپلو اما در آخرين حضورش بر روي نيمكت سه شيرها، يك بار ديگر پنجه در پنجه يوآخيم لو انداخت، اما تحقير، 4گله، پاياني ناخوش براي مربي ايتاليايي تبار بود.